| |
| دوشنبه 29 اسفند 1384 |
| یک ٫ دو ٫ سه روز نحس... |
چرخان مثل یک روح
در پایین یک بالا
سرگردان شده ام
در همه ی حجمی که
زندگی خواهم کرد بدون
تو
....
زیبا، ناله کنان
عشق ورزیدن با دور تند
و بعد آرام گرفتن
مثل ردپای آهو
روی برف نو
کنار آنکه دوستش داری
این همه چیز است
....
چقدر خوب است
که صبح بیدار شوی
به تنهایی
و مجبور نباشی به کسی بگویی
دوستش داری
وقتی دوستش نداری
دیگر
....(ریچاردبراتیگان)
این سه روز از زندگی ماست. من٫ تو٫ ما. سه روزی که پریود وار تکرار میشه حالا نه همیشه به همین شکل٫ نه با همین جزییات .
ولی « این تکرار تکرار است.» |
|