اگه بخوای دریا رو بیاری رو کاغذ...
  
 ته اعماق ...
 
آذر 1385
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
 
آرشیو
 
سه شنبه 8 فروردین 1385
در آیینه...

  لبانت

  به ظرافت شعر

  شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند

  که جاندار غارنشین از آن سود می جوید

  تا به صورت انسان در آید.

  و گونه هایت با دو شیار مورب ،

  که غرور تو را هدایت می کنند و

  سرنوشت مرا

  که شب را تحمل کرده ام

  بی آنکه به انتظار صبح

  مسلح بوده باشم ،

  و بکارتی سربلند را

  از روسپی خانه های داد و ستد

  سر به مهر باز آورده ام.

  

  هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود بر نخاست که من به زندگی نشستم!

 

  ...

  کوه ها با نخستین سنگ ها آغاز می شود

  و انسان با نخستین درد.

  در من زندانی ستم گری بود

  که به آواز زنجیرش خو نمی کرد-

  من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

 

  ( آیدا در آیینه ، احمد شاملو ، بهمن42 )

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 8124


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
در این سرای بی کسی ٫ کسی به در نمی زند.
...
خسته ٫ آشفته ٫ رسیده به انتها
...
بزن.
بزن.
بگذار تمام شود.
تمام.
برای همیشه.
شناسنامه کامل من...