اگه بخوای دریا رو بیاری رو کاغذ...
  
 ته اعماق ...
 
آذر 1385
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
 
آرشیو

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 7 اسفند 1384
کاغذ پاره های...

یه صدا ، یه آوای آشنا

نوایی ملموس تر از رخسار خزان زده ام.

یه نگاه ، خدنگی سوزنده

چسمانی خمارتر از کودکی به خواب رفته ام.

یه لبخند ، یه سکوت

یه دنیا حرف ، شعر ، غزل

یه دنیا جام ، می ، شراب

مطیع نت های قلبش

پنجه های نگاهش روی تارهای قلبم می لغزید

می لرزیدم از این آهنگ

که زمینی اش نمی پنداشتم.

گره خورده در اندامم

دست هایش مرا می جست ، درونم را

می هراسیدم از این گرما

که سوزندگی اش را تاب نمی آوردم

...

نوا ، نگاه ، لبخند ، سکوت ، قلب ، لمس ، تماس ، صدا ، اشک ، شعر ، غزل ، آغوش ، بوسه ،...

مست و پاتیل شناور در گردشی سرگیجه وار،

آسوده آرمیده در گرمایی سکرآور،

 وتسلیم و رها سپرده به عمقی بی نهایت

...

بار دیگر سکوت و فقط سکوت.

نفرین بر تو پاییز که دگر بار خزان زده ام کردی.

(اینو نوشتم و گذاشتم اینجا تا بدونین منم گاهی فالش میزنم ، خیلی بدم فالش میزنم.)


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 8117


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
در این سرای بی کسی ٫ کسی به در نمی زند.
...
خسته ٫ آشفته ٫ رسیده به انتها
...
بزن.
بزن.
بگذار تمام شود.
تمام.
برای همیشه.
شناسنامه کامل من...