اگه بخوای دریا رو بیاری رو کاغذ...
  
 ته اعماق ...
 
آذر 1385
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
 
آرشیو
 
شنبه 6 اسفند 1384
او...

زنگ سکوت ، موسیقی تنهایی

چهار دیوار و پنجره ای تاریک ، حریم امن بودن

جنینی فرورفته در خود ، چشمی نشسته به انتظار

پس کی متولد می شود؟

انقباض رحم را نوزاد پاسخ ندارد

کیسه آبی خالی ، زندگی از دست میرود

توان ندارد ، زندگی می خواهد اما...

فریادی خاموش فشار می آورد

متولد شو...

نمی تواند ، دستانش بسته ، دهانش دوخته ، ذهنش به پوچی گراییده

تسلیم و اسیر ، سر فرو فکنده

خیره به سپیدی ، نوشته بر ذهن ، پوچی های روی کاغذ

یک قطره اشک ، تلخی لبخند

چشم بسته رو به سوی عدم...

فریادی دوباره ، فشار درون ، هجوم دست ها...

متولد شد

اوست

سلام.

(به یاد لحظات تنهاییم که همیشه با حضورت پر کردی ،  به یاد ۸ سال پر از خاطرات با تو بودن ،  به یاد تو مونای قشنگم ، تویی که همیشه منو به زندگی برگردوندی)


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 8113


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
در این سرای بی کسی ٫ کسی به در نمی زند.
...
خسته ٫ آشفته ٫ رسیده به انتها
...
بزن.
بزن.
بگذار تمام شود.
تمام.
برای همیشه.
شناسنامه کامل من...